قالب وبلاگ
بیرجند - عکسخانه قهستان


عکسخانه قهستان
خراسان جنوبی شرق زیباست دیار زعفرونا و زرشکاست زبس که مردمونش باصفایندبه چشم مو کویر پر ز دریاست وبلاگی برای ارائه عکس و مطلب از دیدنی ها و جاذبه های گردشگری،فرهنگی،روستا ها ،و طبیعت خراسان جنوبی
نویسنده عکسخانه

امروز جمعه یک بار دیگه راهی کوه شدم . بعد از نزدیک به یک هفته بارش غیر متوالی کوه های باغران سفید پوش شده بود و هر کوهپیمایی را دعوت به حضور می کرد و مقصد اغلب کوهنوردان بیرجند قله های قوچ و نرگس و آن حوالی بود . وسایل نقلیه رانتوانستیم به دره میرک برسانیم چون مسیر یخ زده بود و امکان ادامه مسیر با ماشین وجود نداشت . بنابراین در بین راه بند  دره و دره میرک جاگذاشتیم  و پیاده به راه افتادیم . اولین مقصد مثل همیشه گدار زرد بود . گدار زردی که حالا دیگه لباس سفیدی بر تن کرده بود و از زردی تنها اسمش را به یادگار داشت.

در نگاه اول شاید به نظر برسد بالا رفتن در برف سخت تر باشد ولی اگر مسیر کوبیده نباشد و برف تازه باشد رفتن در برف راحت تر هم هست.


برای مطالعه بقیه مطلب همین جا را کلیک کنید
[ ۱۳٩٢/۱۱/۱۸ ] [ ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]
[ ۱۳٩٢/۱۱/۱٥ ] [ ٦:۳٦ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

از چار تا مزار

مسیر دوم کوهنوردی که این بار برایم واقعا سخت بود از روستای چار تا مزار کوه بود ساعت حدود 5 و 30 از شهر راه افتادیم وسایل نقلیه را در چار مستقر کرده و به راه زدیم همان ابتدای مسیر در فضای ساکت کوچه های چار خروس خبر از بیدار باش می داد

کو چه های پیچ در پیچ را گذاراندیم و به داخل باغات رسیدیم. بر کنار استخر دقایقی تامل کردیم و در حالی که هوا روشن نبود انگار آب استخر تلاش می کردم وظیفه ی انعکاسش را حتی در هوای تاریک صبحگاهی به نحو احسن انجا م دهد .

مسر را ادامه دادیم از کنار منار چار رد شده به سمت راست و به سمت کوه پیچیدیم.  به نظر می رسید این کوه مسیر بالا رفتن ندارد ولی به هر صورت ادامه دادیم.

شیب تند بود و ارتفاع به سرعت زیاد می شد از آنجا که مسیر واضحی نبود سرپرست گروه در موارد لازم بررسی می کرد و ادامه مسیر را اعلام می نمود. گاهی باید از صخره ها بالا می رفتی و گاهی تلاش می کردی تا به هر قلوه ای بچسبی تا خود را حفظ کنی . مسیر جانانه ای بود و زیاد و تمام بشو هم نبود .

ماه نیمه ای  از لای سنگ ها سرک می کشید انگار تلاش می کرد خودش را از لای سنگ ها به ما بنمایاند و حضورش را اعلام کند. انگار در قله ایستاده است و ما را تشویق به ادامه مسیر برای رسیدن به قله می کند.

به هر صورت بالاخره به سر قله رسیدیم نفسی تازه کرده عکسی گرفتیم بیسکویتی خورده و ادامه دادیم

. مسیر طولانی و نسبتا سخت و بیشتر مسیر هم سنگی و صخره ای بود . از فراز قله می شد بند چهکند را که تا نیمه آب داشت و نیز روستای چهکند را مشاهده کرد.

خورشید انگار که امروز با ما قهر بود و اگر چه با نورش مسیر ما را روشن کرده بود ولی خود را نشان نمی داد. چاره ای نبود در نبود اشعه های مستقیمش سعی کردم صحنه هایی را شکار کنم از جمله صحنه ای که هاله ای از نور بر گرد سر سرپرست قرار گرفته بود .

و صحنه ای دیگر که حاصل یک چشمک خورشید است

زیبایی های زمین شناسی مسیر هر دفعه مرا به خود مشغول می داشت . از جمله این صحنه ها چین هایی با مقایس کوچ بودند که نشان از روزگار سختی که بر این سنگها گذشته است داشتند.

مسیر تمام شدنی نیود و هر چه ادامه می دادیم باز هم ادامه داشت ولی زیبایی ها انسان را ناخدآگاه به خود مشغول می کرد تا طولانی بودن مسیر را کمتر سخت بگیری . گاه برف و گاه سنگ و گاه صخره گاه خاک و گاه لیز و گاه بوته .

هر چه خورشید کم لطفی می کرد و رخ نمی نمود آسمان گاهگاهی از لای ابرها رنگ آبیش را نشان می داد و ترکیب سفید برف و ابرا و آبی آسمان زیبا می نمود.

 

و ناگهان از فراز کوه مزار کوه دیده شد .

باز هم مثل همیشه عقب مانده بودم که نمی توانستم دل از مناظر بکنم . در سر قله ای سرپرست می گوید می توانیم برای صبحانه به کلاته پرویز خان برویم ولی باید بای بین نیم ساعت تا یک ساعت اضافه برویم و یا هم مستقیم به سمت مزار کوه برویم. . تقریبا انتخاب همه با توجه به مسیر سختی که آمده اند رفتن به مزار کوه است . ولی این مسیر نیز خود طولانی است و ساعت نزدیک 10 است و هنوز از صبحانه خبری نیست .

 

یکی از همراهان عقب افتاده است و من هم با خیال راحت مشغول عکاسی هستم و برای همین دیر می رسیم تا می رسیم بر استخری که روزگاری ابهتی داشته است و درختانی بر گردش به خود بالیده اند و امروز خالی از هر انعکاسی دلخوش به عبور گاه و بیگاه کوهنوردان است گروه اتراق کرده و دودی و اجاقی به راه است . حالا صبحانه می چسبد . از نام کلاته می پرسم که کس نمی داند فقط می فهمم که کلاته دره بغلی سرخاب یا سرخو است.

صبحانه های بر سفره خود کلکسیونی است ولی املت سرپرست چیز دیگری است . صبحانه حسابی می چسبد.

گروه از رفتن به سر مزار منصرف می شود و از همانجا مسیر دره را در پیش می گیرند و به پایین می رویم. قدرت بوته ها انگار بر قدرت برف چربیده و گرد بوته ها از برف خالی شده است .

ابرها موی پریشان کرده و هر یک به سوی روی چرخانده اند

قله ها حالتی مخروطی دارند و گاهی دو قلو و چند قلو و گاهی تک و تنها روزگار می گذرانند.

 

مسیر ادامه می بابد و ناگهانم در زیر پایمان روستای هاونان نمودار می گردد . یاد م می آید چند سال پیش در این روستا زمین لغزش کرده است و بقیه هم این موضوع را یاد آور می شوند به نگاهی به اطراف آثار لغزش را می توان مشاهده نمود که مطمئنا هنوز هم در فصل های آب خیزی سال خطر آن وجود دارد.

از داخل باغستان های عمدتا عناب می گذریم و به روستای مرغ و جاده می رسیم

گروه دیگر از کوهنوردان هم به هم همزمان وارد جاده می شوند و سلامی و علیکی و خوش و بشی و تداوم مسیر. و از اینجا به بعد مسیر در داخل جاده ی خاکی و در ادامه اسفالته ادامه می یابد.

  باعبور از روستای کاسه سنگی و کنار هتل دوباره با چار می رویم و یک سفر دیگر پایان می یابد مسیر که ساده نبود.

یک سفر دیگر هم به پایان می رسد در حالی که آموختم:

کوه را باید که  بیش  از کوه  دید

در میان جسم سختش روح دید

قله را باید  که  بیش از قله دید

پله هایی سوی آن بی پله دید

برف را باید که بیش از برف دید

از میان  دانه هایش  حرف چید

سنگ را باید که بیش از سنگ دید

با نگاهی تازه صد ها رنگ دید

بوته را باید که بیش از بوته دید

عمق وی را با سکوت غوطه دید

سبزه را باید که بیش از سبزه دید

شاخ و برگش را  نشان  غمزه دید

آب جو را بیش از یک جوی دید

رهسپاری بر سر آن کوی  دید

خاک را باید که بیش از خاک دید

خاکیان را سوی هفت افلاک دید

در درخت یکه باید شور دید

شور را در شاخه ها مستور دید

خویش را در قله باید نور دید

ذره ای نزدیک آن منظور دید

[ ۱۳٩٢/۱۱/٥ ] [ ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]
((کاش قبل از درج مطلبی در وبلاگتون حداقل از لحاظ وجود غلطهای املایی چک میکردید.

به عنوان مثال: "کوه باغران"   ))

متن بالا یکی از نظراتی  است که امروز در وبلاگ من آمد و و نیز  بسیاری موارد  که افراد گفته اند باغران نه باقران و برعکس آن هم

 

این موضوع من بر آن داشت که مطلبی در حد اطلاعات خودم با استفاده از منابع موجود ( هرچند ناقص) بنگارم در این نوشتار از دو منبع "بهارستان" دکتر آیتی و" مود مرکز نهارجان" دکتر زمانی پور استفاده کرده ام و آنچه بر این دو منطبق نمی گردد عقاید و اضافات خودم است.

کوه های باغران کوه هایی است که بیش از 100کیلومتر طول دارد و از شهرستان خوسف در شرق تا سربیشه در غرب ادامه دارد. در پای کوه و در میانه آن شهر بیرجند قرار دارد که مرکز امروزین این منطقه است

باغران

همانطور که هر بیرجندی مطلع است در دره های متعدد این کوهستان باغ و بستان های متعدد به همراه انواع درختان میوه وجود دارد که در سمت شمال از دره های رچ ، بند دره ،بند عمرشاه ،تنگل بهدان، خراشاد و نوفرست و در سمت جنوب ازدره های گل و فریز ، اصغول و گز  چنشت، فنود می توان نام برد. در تمام این دره ها چشمه ها و کاریزهای متعدد روان است  که انواع میوه ها را از توت و شاتوت گرفته تا سیب و گلابی و انگور به ساکنان خویش  تقدیم کرده اند. از طرفی اسامی همچون باغ آباد در جنوب رشته کوه دلیلی بر این است که بخش اول باغران از باغ گرفته شده است .

ران در کلمه بعنوان محل و جایگاه و دامنه آمده است پس می توان گفت  باغران محل و جایگاهی است که باغ فراوان دارد.

اعتقاد دیگر بر آن آست که باغران تغییر یافته باغدان بوده است که مشابه بهدان (بیدان) می باشد و دوباره به محلی گفته می شود که باغ  بسیار دارد.

باقران

در مورد  باقران بعضی مردمان قدیم را عقیده بر این است که امام محمد باقر (ع) از این کوهستان گذر کرده است (به صحت و سقم آن کاری نداریم ) و این نام از آن گرفته شده است .

از طرف دیگر در جاهای مختلف باقران بقعه هایی از امامزاده های منتسب به امام محمد باقر وجود دارد که مهمترین آنها امامزاده سید حامد علوی در چنشت ، امامزده سید نقیب در یشد و شهدای دره شیخان در بیرجند وجود دارد( که هرکدام خود داستانی مجزا دارند) با توجه به این موضوع نام دوم برگرفته از نام امام باقر است .

با این مسائل طبیعتا قدمت نام باغران باید از باقران بیشتر باشد و هر کدام را که بگوییم سخنی به انحراف نگفته ایم.

به گمان من بهتر است بگوییم باغران نام اصیل و ایرانی این کوهستان و باقران نام مذهبی و اسلامی آن است .

پس لزومی ندارد هی بگوییم باغران نه باقران و باقران نه باغران و همدیگر را به غلط و درست بودن متهم کنیم . هر کسی بنا بر عقاید شخصی اش می تواند این بگوید یا آن.

امیدوارم با نظر دیگر همسفران مطلب کامل گردد .

خوشا بیرجند و وضع دلپسندش---  خداوند نگهدار از گزندش 

نسیم باقران عنبر شمیم است -----مگر با مشک تر می پرورندش " محمد حسین آیتی"

----------------------

 بزرگان رو سوی ییلاق دارند   -   قدم بر سبزه و گل می گذارند

همی گویند شکر آن بی قران را -    که پیدا کرد کو باقران را " محمد تقی سالک"

--------------------

بوی خاک بیرجند آید همی -  یاد یاران دلپسند آید همی

رشته کوه باقرانش استوار - چون دماوند و سهند آید همی " عبدالحسین فرزین"

------------------

[ ۱۳٩٢/۱۱/٢ ] [ ٥:۳٦ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

صعودی به قله ی قوچ بر فراز باغران

مدت ها بود که اندیشه کوه را به همراه یک گروه کوهنورد در اندیشه داشتم تا اینکه این هفته با اجازه آقای غلامیان سرپرست گروه کوهنوردی فراز این توفیق نصیبم شد تا راهی کوه شوم .اگر چه همیشه با کوه و بیابان سروکار داشته ام ولی هیچ گاه با یک گروه کوهنوردی و سازماندهی شده به کوه نرفته بودم.

شب همش به فکر این بودم که وسایل لازم را آماده کنم

در حالی که پشت کامپیوتر نشسته بود شوق کوهستان را اینگونه به وب سپردم .

قرار ساعت 5 و 15 دقیقه صبح بود . ساعت را برای نیم ساعت قبل پرکرده بودم ولی بازهم ناخوداگاهم نگذاشت ارام بخوابم و نیم ساعت هم وی از خوابم ربود و بنابراین یک ساعت قبل بیدار شدم باقی مانده های مختصری را آماده کردم  ولی هنوز هم زمان اضافه آورده بودم. قبل از 5 از خانه بیرون زدم و به یمن این کوهنوردی دوری در شهر زدم که دیدم انگار تنها بیدار شهر من و چراغ های خیابان هستیم .

در ضمن دوران این دو بیت را برای کوهستان به کاغذ سپردم

گل رویت گلستان می نویسم

دلم را ابر و طوفان می نویسم

برای دیدن روی سپیدت

به جان تشنه باران می نویسم

سر ساعت در محل قرار میدان جماران بودم و از آنجا راهی دره میرک .

(مسیر تقریبی قله قوچ از شهر بیرجند تا قله -- ارتفاع تقریبی قله قوچ 2500 متر است و حدود 600متر با شروع پیاده روی در دره میرک و بیش از 1000متر با شهر بیرجند اختلاف ارتفاع دارد.  در این نقشه شماتیک بیرجند در سمت شمال و قله قوج در سمت جنوب نقشه است)

دره میرک در واقع انتهای مسیر ماشین رو برای قله قوچ و ابتدای پیاده روی است . بعد از خوش و بشی با همسفرانی که برای اولین بار می دیدم  راهی شدیم از داخل کوچه ای از دره میرک به سمت شرق حرکت کردیم و هنوز چند ده متری نرفته که به داخل کوهستان پیچیدیم این قسمت از مسیر با نا گدار زرد نام دارد و در ابتدای مسیر برای خودش یلی است . و شاید در این هوای برفی با توجه به شیب آن سخت ترین قسمت مسیر باشد. نگران بودم که شاید با یک گروه کوهنوردی نتوانم همراهی کنم ، بنابراین با ملاحظه تمام قدم بر می داشتم تا مشکلی بر گروه نیفزایم حرکت در برف در ابتدا برایم سخت بود ولی به کم کم دیدم آنقدر هم سخت نیست بنابراین شروع به مناظر عکاسی کردم . شهر بیرجند هنوز با چراغ های روشن در خواب ناز بود . نورهای خیابان ها فکر را به خود مشغول می کرد و حس را با عکاسی فرامی خواند .

ناگهان در نزدیکی قله ماهی نصف و نیمه از قله ای سرک کشید و با اشاره سرپرست با سرعت دوربین را به سمت وی گرفتم انگار که اگر دیر بجنبم فرار خواهد کرد.

دامنه را با مسیر پیچ در پیچ آن با انتها رساندم و به سمت مزارع روستای جوزان سرازیر شدیم . بعد از سربالایی گدار زرد این سرپایینی حسابی حال داد . کم کم با توجه با عکاسی های ممتدد من آخرین فرد گروه شدم وقتی به گروه رسیدم گروه بر استخری یخ زاده و برف آلود کوله بر زمین نهاده و شیرکاکویی را در لیوان ها ریخته تا جانی تازه بگیرند و برای صعود بعدی آماده شوند . به لطف دوستان شیرکاکویی و بیسکویتی خوردیم و دوباره کوله بر پشت نهاده و راهی شدیم .

سمت راست استخر جوزان کلبه ای سنگی با دو ÷نجره را می بینم که انگار دو چشمند کا ما را می نگرند قبل از آنکه به پرسم می گویند پناهگاهی است که سال ها پیشساخته شده است آنروز ها که برای بسیاری از افراد رسیدن به این محل خود رویای بود. کلبه ای که امروز جز نظاره مسافران کوه وظیفه ای ندارد . مگر اینکه شخصی اهداف بلند تری داشته باشد و شب را در آن بخوابد. از آنجا که آنروزها هیچ مسیر و جاده ای حتی در این نزدیکی هم نبوده است تک تک سنگ های آن بر کوله ای کوهنوردان حمل شده است.

هر چه جلوتر می رفتی مسیر زیباتر میشد چون برف بیشتر می شد و بوته درختان و آدمیان در برف مناظری می آفریدند که اگر به احترام گروه نبود شاید ساعت ها به نظاره می نشستم که هر گوشه ای زیباتر از دیگر سو تو را به خود می خواند.

دره را بر روی دامنه ای در سمت غرب دره ادامه دادیم. اگر چه بخش اعظم مسیر در برف بود ولی سختی خاصی نداشت و جز یک مورد که کمی پرتگاهی بود باقی حرکت بر دامنه ها و خط الراس بود .

قله قوچ از استخر جوزان مشخص بود و خود را به مانمایانده بود و من در کل ادامه مسیر از آن چشم بر نمی داشتم در این ارتفاع شهر بیرجند هر لحظه زیباتر و گویاتر از پیش به ما لبخند می زد و همچون عروسی برخاسته از خواب صبحگاهی ما را به تماشا می خواند . بعد از بالا رفتن دامنه ها به خط الراس ارتفاعات و سمت راست قله قوچ رسیدیم  از یک طرف قله ای در سمت راست بود که به تسخیر انواع انتن ها در آمده بود و حتی با ایجاد حصار بر گرد آن دلخوشی کوهنوردان را هم گرفته بودند و فریادشان به جایی نمی رسید .

مشخص بود آفتاب سرزده است و بالا آمده ولی شخص خورشید خانم در دید ما نبود که ناگهان از قله ای سرک کشید تا چشم مان به دیدارش روشن گردد و هم اینکه مناظری متفاوت برایمان بیافریند.

خورشید سرکشیده از قله ی کوه ، بوته های مانده در برف سفید ، درختان بید با شاخه های قرمز که در تشعشع نور زیبایی شان دوچندان می شد حتی سنگ هایی که جرات کرده بودند و از یرف بیرون زده بودند همه به ما خوش آمد می گفتند . حرکت در برف لذتی داشت که مطمئنا با فصول دیگر متفاوت بود .

تقریبا بر خط الراس باد ها یاری کرده بود تا مناظری جدید بیافریند . هر بوته مانعی شده بود تا همچون تل ماسه های کویری تل برف های کوهستان شکل بگیرد . انگار برف ها هم در پشت بوته از دست باد سنگر گرفته بودند تا دمی بیاسایند. در دیگر سوی قلوه های سیاه سنگ با کمک باد برف  های میانه شان را شسته و به باد داده بودند تا خود از میان زیبایی دیگری را بر تو بنمایند. هر طرفی زیبایی بود و عظمت کوه برف و باد و قله و ...

تا نگاه می کنم دوباره از گروه عقب افتادم و سرپرست گروه که دورادور هوایم را دارد در دامنه ی قله قوچ هستم که حدود 30 سانتیمتری دارد و با هر حرکت پا کفش در برف فرو می رود احساس می کنم برف به کفشم نفوذ کرده است تحویلش نمی گیرم و ادامه می دهم دوباره خورشید پشت قله قرار گرفته و بوته های سر قله درخششی داده است .

آخرین نفر هستم که به قله می رسم و ناگهان دلم تنگ می شود یعنی تمام شد تازه داشتم گرم می شدم . عکسی به یادگار بر فراز قله می گیریم . یک دو ربین دو تا سه تا یک موبایل دو تا سه تا و بالاخر می فهممم که قله فتح شده است و دیگر سو را می نگرم گروهی دیگر را راهی قله ای جلوتر می یابم و می پرسم می گویند قله نرگسی نام دارد.

 

هنوز در کار سیراب شدن از لذت مناظر کوهستان و شهرستان هستم که می بینم بساط صبحانه چیده شده و من هنوز کوله بر پشتم شاید اگر به خودم بود هر گز کوله بر نمی داشتم و برای صبحانه نمی نشستم ولی باید با گروه هماهنگ شد . هر کس هرچه دارد به میدان می آورد و چایی و نباتی و مربایی و کره ای و پنیری و ... و تا چشم باز می کنی صبحانه بر اوج قله آماده است و می شود صبحانه ای در اوج

بیش از یک ساعت را در قله می مانیم و می خواهیم حرکت کنیم که گروه دیگر از قله نرگسی می رسند و خوش و بشی و عکسی و دوباره راه در پیش می گیریم.

و باید راهی شد از آنجا که فرصت نیست به چپ و راست می روم تا منظره ای را از دست نداده باشم. و کوله بر می بندم جسم بر می دارم و در برفی دوباره راهی می شوم در حالیکه دلم در قله می ماند تا کی دوباره به دیدارش برسم . باز هم همچون تمام مسیر آخرین نفرم ،همنوردان را می بینم که بر برف نشسته و از قله ی قوچ به پایین می سرند . هوس سریدن می کنم و بنابرین بر برف نشسته و راهی می شوم و ناگهان احساس می کنم دستهایم یخیده است . در بخش وسیعی از مسر سریدن بر برف ادامه داشت و لذت بردن از زیبایی های ساخته برف و خورشید و بوته ها نیز

در داخل دره ها هر سو بیدهای قرمز را می توان مشاهده کرد که با پس زمینه سفید برفیشان هر  ذهنی را به خود مشغول و هر چشمی را در حدقه ثابت می کنند لاجرم دوربین بدانسو گرفته و چپ وراست ثبت شان می کنم تا همیشه شوق شان را پیش داشته باشم و تا دیدار بعد به عکسشان دلخوش

از آخرین سرسره بازی که رها می شویم به دره ای تنگ با درختان می رسیم که که نام کیله گاه را برای آن می گویند. گروه دیگری را ملاقات کرده و مسیر را ادامه می رهیم.

کیله گاه در برگشت از قوچ

برف کم می شود ولی گاه دامنه های نسر هنوز هم برف دارد و تشویق به سریدن می کند ولی ضخامت کافی نیست لاجرم از خیر آن می گذرم و مسیر را ادامه می دهیم و به جاده ای خاکی می رسیم که به سمت دزگ رهسپار است همسفرش می شویم و دوباره همسفران را می بینم که بر سر استخری دیگر که نام چغراط بر آن نهاده و نمی دانم اصلا ربطی به سقراط دارد یا نه به استراحت می نشینیم و این ایستگاه میوه است . دوباره کوله ها گشوده ، پوست ها کنده و انار وپرتقال و نارنگی در میانه خودنمایی می کنند .

نفسی تازه کرده و راهی می شوم از دری کوچک عبور می کنیم.  از لای درختان و بوته ها عبور کرده زیبایی های زمستان برف زده را به نظاره ایستاده و مسیر را ادامه می دهیم  بهار و تابستان دره دزگ را دیده ام ولی این زمستانش با درختان لخت و عریان و برف های که از فرصت استفاده کرده و زیر پایشان نشسته اند تا آنها را برای عروسی بهار آماده کنند زیبایی متفاوتی دارند . از لای درختان و از دامنه پایین آمده و گام در دره ی دزگ می نهیم و کمک کم می توان خانواده هایی را دید که جرات به خرج داده اند و دره را بالا آمده اند تا از آب زلال و درختان بی برگ و برفهای منتظر لذت ببرند.

باز هم مسیر را ادامه می دهیم تا اینکه دوباره به دره میرک می رسیم و من باورم نمی شود که بیش از 7 ساعت را در برف و کوهستان قدم زده ام ولی چاره ای نیست با همنوردان خداحافظی کرده بر سیاره نشسته و به چارخانه ی آجری بر می گردم تا کی فرصتی دوباره دست دهد و بر بلندای کوه کوچکی خود را به نظاره بنشینم و عظمت کوهستان را بستایم .

قله می خواند مرا از عمق خواب

قله می فهمد مرا با برف و آب

قله می جوید مرا با بوته ها

 قله می فهمد مرا با دره ها

قله بی تاب است و من بی تاب تر

جرعه ای ناب است در این شور و شر

راهیم تا برف های کوی او

تا ببوسم در میان ابروی او

راهیم تا بوته ها تا دانه ها

تا تمام کوهساران خدا

ناگهان تنها درخت سرخ پوش

چشمهایم دعوت خود می کند

ناگهان تک بوته های منتظر

گردشان خالی ز برف مقتدر

با حضور نور ها بر برف ها

روح را دعوت به لبخند می کنند

جسم را محکوم و پابند می کنند

ناگهان شهرم چه کوچک می شود

قیل و قالش ، فکر و حالش، ذکر و نامش

صبح و شامش، دود و دامش ، محو بی شک می شوند

ناگهان هر سوی کوهست و سفید

هر طرف خورشید و نور است و امید

نا گهان در اوج تنها می شوم

ذره ای در عمق دنیا می شوم

کاش می شد همنشین قله شد

اوج را فهمید و بهرش پله شد

کاش می شد شاعر  کوهی شدن

در میان سنگ ها روحی شدن

کاش می شد کوه را فهمید و رفت

دل به اوجش داد از پستش گذشت

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢٧ ] [ ۸:۱٧ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

با خودم می اندیشم بیرجند نه جنگل های شمال را دارد، نه هوای عطرافشان شیراز را، نه زاینده رود اصفهان را ، نه ابهت تهران را، نه تقدس مشهد را، نه .. شهریست که در کویر زاده، دل بر باد و طوفان نهاده ،با بی آبیش باغ ساخته با قناتش تشنه را سیراب کرده ، با دلتنگیش فراقی سروده با کوه هایش احساس غرور کرده و با دلبرانش از چای زعفرانی گفته. 

 گرچه گاهی  در مقام مقایسه دل از نبودهای طبیعی و دست تنگی های بشری  می گیرد ولی حس مانده از ستاره هایی که در پشت بام ها شمرده ای رهایت نمی کند و همیشه دل در خاکش داری ،اگر چه فرسنگ ها حتی به اندازه ی یک دور کامل کره ی زمین از وی دور باشی . نمی دانم شاید این گرمای اعماق کویر است که همیشه گرم نگهت می دارد ، همان گرمایی که آب را به جوش آورده تا قلیان کند همان گرمای اصیلی که کویر را زاده و اصالت را بر قلب مردمانش نهاده . آری عشق و مهر این شهر کویری در عمق وجود تمام مردمانش چه در دوردست و چه نزدیک نهاده است.  

شهر من کوه غرورت باغران

شهر من زیبا بنفش زعفراتن

شهر من ای یادگاران قدیم 

ای تو یاقوتی زرشک خوش ندیم 

شهر من ای خشت خشتت پایدار 

در دلم فرهنگ و عشقت برقرار 

شهر من ای در میان کوه و دشت 

خفته ای ارام  در طوفان مست 

شهر من عشقت به جان آمیخته 

درد و رنجت را به دیوار زمان آویخته  

شهر من ساباط هایت منتظر 

در مسیر  خاطراتی مستتر 

شهر من زیبای بر پای کویر 

شهر پیرم شهر پیرم شهر پیر 

یادگاری از قهستان مانده ای 

همچنان شمعی به بستان مانده ای 

شهر من در باغ های باغران 

سبزی و سرخی به دست باغبان 

شهر من ای در میان جسم و جان 

گاه ظاهر بوده ای گاهی نهان 

دست اهریمن ز بامت دور باد 

مهر تو در سینه ها محصورباد 

گرچه بی آبی امانت برده است 

کاج سبزت رنگ و رو آورده است 

همچنان دریای ژرفی در کویر 

بهر من زیبای شرقی در کویر   

همچنان عناب سرخی بر درخت  

بر دلم درمان دردی روز سخت 

گر  نداری جنگل و دریا و رود 

یا که داری خاک و سرما و نبود 

 دوست می دارم تو را زیبای من 

من چو مجنونم تو هم لیلای من

"محمود مسعودی"

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢٠ ] [ ٩:٠٧ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 فعلا

قبلا

[ ۱۳٩٢/۱٠/۱۸ ] [ ٤:۱۱ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

[ ۱۳٩٢/۸/٢۸ ] [ ٤:٥٠ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

شهر من با کاج هایی سربلند

می کشاند دل به دام و می نماید در کمند

شهر من با کاج ها بیدار و قلبش می تپد

تازه می سازد نفس با هر تقلای درخت

شهر من معتاد این اکسیژن است

در نبود ابر و باران،در حضور خاک و طوفان

کاج ها صافی احساس سلامت شده اند

تا بگیرند شکاف دل بی تاب کوبر

سوزنی های بلند،رفوگر شده اند

 

خمره هاشان پر از خاطره باد

روزگار بازی

گوکی از کاج خدا

لنگ لنگان وسط میدان بود

تا که در رهگذر خاطره ها

بگذارد اثری و بماند در ذهن

روزگار کوزه

که نگهبانی آب خنکش می کردند

تا عبور خاشاک یا سقوطی بی تاب

آرامش آب را پریشان نکند

 

شهر من

سبزترین حس کویرست به فریاد بلند

قد برافراخته بر بام زمان،در کنار باغران

کوه هایی که ز اعماق زمین پی اصرار زمان آمده اند

و درختانی به دیدار کویر 

که پابسته و دلبسته مقیمش شده اند

 

کاج های شهر من

شاعرانی هستند

ساکت و احساسی

قدبلند و مغرور

که پر از حس شکوفایی دل ها هستند

 

هر که قدر کاج را می داند

هدیه می گیرد از او چند بیتی

و من اکنون به زبانی ساده

به شما می گویم

سبزی او شعر گلخند من است

سوزن او سوز لبخند من است

قد بلند  باغ  در بند   من است

شهر کاجستان بیرجند من است   "محمود مسعودی"

[ ۱۳٩٢/۸/۱٧ ] [ ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

[ ۱۳٩٢/۸/۱ ] [ ۸:٥٤ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

مدتی شده که در پارک جنگلی ،شهرداری بیرجند دریاچه ی آبی را افتتاح کرده است. هرچند نام دریاچه به این استخر بزرگ شاید کمی اغراق باشد ولی باید از شهرداری تشکر کرد. چون همچنین محلی در بیرجند واقعا جایش خالی بود. در شهر کویری مانند بیرجند این محیط با قایقهای کوچولویش می تواند نعمتی باشد.

تازه جزیره هم داره .

شبای دریاچه هم بسیار زیبا و دیدنی هست

اگر کمی برای نور های آن دقت بیشتری صورت گیرد باصفاتر خواهد شد

[ ۱۳٩٢/٧/٧ ] [ ٧:٢٤ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

میدان استقلال مقابل پارک دکتر گنجی چند ماه پیش به طرز زیبایی توسط شهرداری بازسازی شد. اولین نماد این میدان کره ی جغرافیا بود که در زمان حیات دکتر گنجی در این میدان نصب شده بود.

[ ۱۳٩٢/٥/٢٧ ] [ ٧:٤٥ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

در کویرستان سریری هست نامش بیرجند

شرق ایران را دلیری هست نامش بیرجند

در میان  بادهای  سخت و شب های کویر

عشق پاک سربزیری هست نامش بیرجند

زعفران محصول بی آبی و رنج مردمان

در گلستانش امیری هست نامش بیرجند

گلرخان عناب لبها چون هویدا می کنند

بر لب عالم نفیری هست نامش بیرجند

هر که بر یاقوت قرمز بنگرد عاشق شود

کشور جان را وزیری هست نامش بیرجند

کاج ها سبزینه باغ رفاقت گشته اند

بهر کاجستان شهیری هست نامش بیرجند

یک طرف مومن و سوی دیگرش را باغران

در میان کوه شیری هست نامش بیرجند

مردمانی پاک تر از آفتاب گرم لوت

دلبر روشن ضمیری هست نامش بیرجند

روشنی جویند از اعماق تاریک قنات

در زمین خیر کثیری هست نامش بیرجند

کس ندانست بیژنش کندست یا افراسیاب

در ضمیر دل سفیری هست نامش بیرجند

ساده را عاشق نموده خاک بی تاب کویر

چونکه در قلبش اثیری هست نامش بیرجند

در کویرستان نگینی هست نامش بیرجند

شرق ایران را بهینی هست نامش بیرجند

در میان  بادهای  سخت و شب های کویر

عشق با جانها قرینی هست نامش بیرجند

زعفران محصول بی آبی و رنج مردمان

در گلستانش امینی هست نامش بیرجند

گلرخان عناب لبها چون هویدا می کنند

بر لب عالم طنینی هست نامش بیرجند

هر که بر یاقوت قرمز بنگرد عاشق شود

کشور جان را عجینی هست نامش بیرجند

کاج ها سبزینه باغ رفاقت گشته اند

بهر کاجستان یقینی هست نامش بیرجند

یک طرف مومن و سوی دیگرش را باغران

در میان شهر حصینی هست نامش بیرجند

مردمانی پاک تر از آفتاب گرم لوت

دلبر زیبا گزینی هست نامش بیرجند

روشنی جویند از اعماق تاریک قنات

در زمین عدن برینی هست نامش بیرجند

کس ندانست بیژنش کندست یا افراسیاب

در ضمیر دل مهینی هست نامش بیرجند

ساده را عاشق نموده خاک بی تاب کویر

زانکه در قلبش نگینی هست نامش بیرجند

[ ۱۳٩٢/٥/۱۱ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

خورشید ببین،بر فلک گشته سوار

یا چرخ و فلک نموده وی را به حصار

از گردش ایام همین یکی ما را بس

هر شاه فتاده ایست در حسرت یار

 

باور نشود تو را ولی من دیدم

خورشید نشسته بود در چرخ و فلک

در وقت غروب و هجرت اجباری

می رفت به خاک از چرخش ایام کلک

[ ۱۳٩٢/٥/٢ ] [ ٩:۱٤ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

[ ۱۳٩٢/٤/٢٧ ] [ ۱:٤٦ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]
بر فراز کوهی در کنار بند دره و مشرف بر شهر بیرجند بقایای قلعه  قرار دارد که روز گاری چشم بر دشت بیرجند و این گذرگاه دوخته بود و هر عبوری را زیر نظر داشت. بنای اولیه قلعه به دروان اسلام نسبت داده شده است ولی آنچه امروز باقی مانده است مربوط به دوره اسماعیلیه است.مانند تمام قلاع اسماعیلیه این قلعه نیز بر فراز قله کوهی قرار دارد که از جهات مختلف دسترسی به آن غیر ممکن است و برای ورود باید از مسیر های خاصی عبور کرد.این قلعه در بین اهالی بیشتر با نام حوض غلامکش شناخته می شود در حالی که این حوض فقط بخشی از مجموعه است.

مسیر ورودی قلعه از دره ای پایین تر از محل فعلی بند بوده است.

این قلعه در ارتباط با دیگر قلاع نقش مهمی در کنترل راه های مهم تجاری سیستان خراسان و اصفهان طبس به قندهار داشته است

ابنیه های متعددی از بقایای این قلعه باقی مانده است که هر کدام خود رمزی از روزگار شکوه اسماعیلیه در این قلعه می باشد.

نقشه شماتیک از قلعه و بخش های مختلف آن.

1- تنوره سیمانی در جوار آب انبار

2- حوش مشهور به غلام کش

3--راه ورودی

4- برج مشرف به دره

5- اطاق هایی با زیربنای سنگی در مجاورت در ورودی

6-آب گیر ساخته شده با ملات سنگ و آهک و روکش ساروج

7-آب گیر ساخته شده با ملاط سنگ و آهک

8 برج نگهبانی مشرف به جایگاه ذخیره آب

9- راه ورودی به قلعه از دره

10 آب انبار پشت قلعه به ابعاد 4در 5 متر و عمق فعلی 2و نیم متر که از آب آسیا ÷ر می شده است و مسقف بوده است

11-اطاق ها و منازل مخروبه

12 آسیاب و تنوره آن

13 مجرای ورود آب به تنوره از چشمه بالای دره

14 ارک قلعه

 

ؤبر فراز کوه تنوره یک آسیاب آبی باقی مانده است که اولین سوالی که به ذهن هر بیننده می رسد می گوید آب این آسیا از کجا تامین می شده است و بر اساس اطلاعات مختصری که من کسب کردم احتمالا آب آسیاب از سمت روستای امروزی جوزان به این آسیاب می رسیده است تا بر فراز ارتفاعات شرایط برای تهیه آرد فراهم باشد. در کتاب آقای دکتر فرقانی اشاره شده است که آثار و بقایای چشمه نهری که در سنگ بریده شده است وجود دارد . همچنین وجود آسیای آبی در قلعه و بر بالای کوه نشانه آن است که قلعه نشینان آب را از بالای دره از محلی که امروز بنام جوزان خوانده می شود به طرف آسیا هدایت می کرده اند و ÷س از استفاده از نیروی آن به آب انبار جلوی آن می ریخته است و پس از پر کردن آب انبارهای کناره جنوبی قلعه مازاد آن به حوض غلامکش فعلی می ریخته است و بقیه آن به مصرف کشاورزی می رسیده است.

چند محل متفاوت برای تهیه و ذخیره آب در این قلعه وجود داشته است که یکی از آنها آب انباری به عمق حدود 3 متر است که در حاشیه غربی این قلعه قرار داشته است.

دیواره باقی مانده از قلعه که کار محفظت از قلعه را درمقابل مهاجمان بر عهده داشته است

آثار بجا مانده از یکی از برج های قلعه.چه شب ها که فدائیان اشماعیلی در این قلعه به صبح رساده اند.

در بخش میانی قلعه که در واقع ارگ قلعه بوده است چندان اثاری به جا نمانده است.در این نما علاوه بر بعضی ابنیه های قلعه تسلط آنرا بر دشت بیرجند نشان می دهد که موقعیتی استراتژیک و مشرف بر شهر بیرجند بوده است.

در این عکس دو ابگیر و اطاقک هایی قابل مشاهده است.

اتاقک های مستطیلی که به نظر می رسد محل سکونت بوده است و هنوز تاق های آن به خوبی نمایان است.

یکی از دو محل ذخیره آب (ابگیر) که در شیب شمالی دامنه کوه قرار دارد . آب های سیلابی که از بلندای کوه به پایین می غلتیده اند در پشت این سد های کوچک ذخیره شده و منبع آب افراد ساکن قلعه را فراهم می کرده اند.

در قسمت دوم عکس های حوض غلاکش را خواهم گذاشت

بخش عمده مطالب نوشتار فوق از کتاب آقای دکتر فرقانی بنام تاریخ اسماعیلیان قهستان استفاده شده است.

[ ۱۳٩٢/٤/٢٩ ] [ ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 

 

[ ۱۳٩۱/۱٢/٧ ] [ ٩:٤٥ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]
 
رباط آصف در فاصله حدود 35 کیلومتر شمال شهر بیرجند درمسیر جاده بیرجند به موسویه و در نزدیکی روستای شوشود قرار دارد . این بنا در سال 1251 هجری قمری زمانیکه آصف الدوله حاکم خراسان بوده است ساخته شده است .
بنا با پلانی چهار ضلعی دارای حیاط مرکزی وسیعی است که بارانداز کاروانها بوده است و حجره ها ، اصطبل و آب آنبار در اطراف آن قرار دارد. در ورودی بنا در سمت جنوب قرار دارد و در طرف مقابل آن آب انبار بزرگی وجود دارد که مورد نیاز کاروانیان را تامین می کرده است
آب ورودی آ ب انبار از آبراهه ای که به آن منتهی می گردد تامین می گردد.
در بخش شرقی بنا اصطبل قرار داشته است .
این بنا در کنار رودخانه ای وجود دارد که اگر چه در حال حاضر آب چندانی ندارد ولی مسلما یکی از عوامل ساخت این بنا در این نقطه بوده است.
بنا از نوع بنا های دو ایوانی است : ایوان جنوبی که مسیر ورودی است و ایوان شمالی که در انتهای آن آب انبار پلکانی قرار دارد. ایوان جنوبی دو طبقه است که به نظر می رسد طبقه دوم محل نگهبانی و کنترلی بوده است.
تزئینات خاصی بجز مقداری آجرچینی در دو سوی ایوان شمای مشاهده نمی گردد و بطور کلی بنایی ساده و بدون تزئینات است.
این کاروانسرا  با توجه به مسیر آن مطمئنا تاثیر زیادی در تجارت و امنیت مسیرهای قهستان داشته است.
 

نمای کلی کاروانسرا بر دشت و در کنار رودخانه فصلی که به نظر می رسد نقشی مهمی در ساخت کاروانسرا در این نقطه داشته است.

در ورودی کاروانسر در سمت جنوب که اتاقکی بر روی آن قرار دارد و نقش نگهبانی و کنترلی داشته است.

ایوان شمالی و حیاط کاروانسرا که حجره ها در اطراف آن قرار دارند . این ایوان به آب انبار منتهی می گردد.

ایوان ورودی از سمت داخل کاروانسرا که پلکان سمت چپ راه رسیدن به طبقه دوم و پشت بام بوده است

اصطبل کاروانسرا

 انبار کاروانسرا

 نمای کاروانسرا از پشت بام که علاوه بر فضای داخل کاروانسرا سقف های گنبدی بنا را نیز نشان می دهد.
[ ۱۳٩۱/۱٢/۱۸ ] [ ٦:۳٥ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٥ ] [ ٧:٥۳ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

انعکاسی به شب عشق مرا کافی بود * دل بی تاب مرا عشق و صفا جاری بود

صحبت غیر تو بر لوح دلم نقش نبست * تا که عشق تو به لوح دل من ساری بود

[ ۱۳٩۱/٩/٢٤ ] [ ٦:٠٩ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

[ ۱۳٩۱/٩/٢۱ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

مراسم هفت منبر از آن مراسمی است که از قدیم الایام در شب عاشورا و به یاد امام حسین در بیرجند انجام می گردد و به نظر می رسد کسی تاریخ شروع اولیه آنرا نمی داند . در این مراسم مردم بویژه جوانان و خانم ها تعدادی شمع را در هفت نقطه متفاوت روشن می کنند . مراسم در هسته مرکزی و تاریخی شهر انجام می گیرد که خود نشان از قدمت این مراسم می باشد . محل های مراسم مساجد و حسینه ها می باشد . از جمله این محل هامسجد آیتی، مسجد جامع، مسجد خواجه خضر، مسجد حیدرحسن، مسجد صاحب الزمانی، مسجد امام حسن (ع)، قدمگاه چشمه خلیلی، منزل دختر آخوند، حسینیه گود و مدرسه معصومیه بیرجند  می باشد ولی امروزه آنچا که می توان مشاهده نمود در مناطق مختلفی از مسجد آیت ا.. آیتی تا مجاورت حسینیه شوکتی در هر جا محل مناسبی برای روشن کردن شمع وجود داشته است تعدادی شمع روشن است . در مجاورت بعضی از مساجد سینی های مخصوصی برای آن در نظر گرفته شده است . همینطور در دالان حسینیه بهرمان هم محل ویژه ای برای روشن کردن شمع وجود دارد و از دیگر محل هایی که در آنها شمه روشن می کنند دالان آب انبار هایی است که در این منطقه از شهر قرار دارد.
گفته می شود در این مراسم افراد بویژه خانم های جوان همزمان با روشن کردن شمع حاجت خودشان را به ذهن می آورند.




برای مطالعه بقیه مطلب همین جا را کلیک کنید
[ ۱۳٩۱/٩/٤ ] [ ۸:٤٥ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

هر ساله با حرکت کاروان نمادین نینوا در خیابان بیرجند آغاز محرم را برای همه مردم یاد آوری می کند هر چند دور و برت خیابان است و ساختمان های سر به فلک کشیده ولی برای لحظه ای می توانی تصور کنی که در مکه چه اتفاق مهمی روی داده است که حسین نوه رسول خدا ، فرزند علی و فاطمه حج با آن عظمت را نیمه تمام رها کرده و به صحرای عراق حرکت می کند تا در کنار آب باشد و بی آبی را فریاد بزند و بی تابی را جستجو کند و بگوید امت تشنه آب است آبی تازه که دوباره ملت را تازه کند و اینچنین است که حسین تشنه می میرد تا ما همیشه بدانیم باید تشنه معرفت الهی باشیم و در استخر های پر از آب آلوده به منت و خدعه که رضای غیر حق در آن است شنا نکنیم. تشنگی حسین نه برای این است که آتش به ما بزند تا اشک مان جاری شود بلکه برای این است برای رسیدن به حقیقت باید از هر آبی گذشت تا آب حیات را یافت.

حسین رفت؟ نه،  او ماند حسین با رفتنش ماند . خود جان داد و به بشریت جان دوباره داد تا بدانیم آزادگی حد و مرز نمی شناسد. ماندن به هر قیمتی ارزش ندارد . کاش درک اهداف بلند این سفر را می فهمیدم و باران اشکی بر خود می ریختیم که حسین نیاز به اشک ما ندارد . ماییم که نیاز به اشک ریختن داریم .

[ ۱۳٩۱/۸/٢٧ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

نمای اولیه ارگ کلاه فرنگی

ساختمانی در خیابان شهید مطهری بیرجند قرار دارد که اینروز ها نماد بیرجند شده است. در بسیاری از همایش ها و آرم های شرکت ها و موسسات دیده می شود و حتی آرم عکسخانه بیرجند هم از آن گرفته شده است. 

این بنا که امروزه با نام ارگ کلاه فرنگی شناخته می شود به نام های دیگری هم مشهور بوده اشت از جمله ارگ حسام الدوله . قصر بی بی عروس و ارگ سرکار . شکل اولیه این بنا شامل دو بادگیر در دوسو بوده است که در باز سازی های بعدی حذف گردیده است. عکس ها و مطالب مربوط به این ارگ را در دوقسمت تقدیم می دارم که در این قسمت نمای بیرونی ارگ و در قسمت دوم عکس هایی از قسمت درونی آن را خواهم گذاشت.

 ارگ حسام ‏الدوله (مشهور به کلاه فرنگى) منسوب به امیر حسن خان شیبانى مى ‏باشد و برخى آن را « ارگ کلاه فرنگى»  مى ‏نامند. این ارگ متعلق به امیر علم خزیمه بوده که ایشان آن را به فرماندارى بیرجند اهدا نمود . سازمان میراث فرهنگى این بنا را به عنوان یک ساختمان قدیمى و ارزشمند به ثبت رسانده است.

این ارگ به شکل شش ضلعى و در رأس به شکل مخروط و به رنگ سفید مى ‏باشد و چشم عابرین را از لحاظ زیبائى و طراحى خیره مى کند. در مجاورت این ارگ در سنوات اخیر فرماندارى بیرجند ساخته شده است. آقاى محمد حسین حدیدى‏پور ، تاریخ بناى آن را سالهاى 1264 تا 1313 هجرى قمرى مى ‏داند. مصالح این ساختمان از گل، آجر، آهک و ساروچ مى‏باشد.

عمارت "ارگ کلاه فرنگی" بیرجند یادمانی منحصر به فرد در خراسان جنوبی



برای مطالعه بقیه مطلب همین جا را کلیک کنید
[ ۱۳٩۱/٩/٢ ] [ ٦:٥۱ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

[ ۱۳٩۱/۸/٢٠ ] [ ۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]


گردباد بر فراز بیرجند

رود شور شهر من بر فکر من جان می دهد

 آب شورش ذوق من را شور عرفان می دهد

گرد و خاک صبح و شامش در عبور از بام ما

نسخه می پیچد مرا داروی درمان می دهد

کوچه های پیچ در پیچ و خم پس کوچه ها

آشتی افزاید و بر قهرها فرمان پایان می دهد

باغ ها دادند نام باغ ران بر کوه های استوار

کوه هم بر باغ ما صدچشمه جوشان می دهد

صبحدم مادر زلال آب را ریزد درون کوچه ها

کوچه بوی کاهگل هدیه به انسان می دهد

نان سنگک دست بابا همچو کوهی استوار

دست بابا روی دوشم عشق و فرمان می دهد

ساده می سازم سخن در وصف شهر خویشتن

شهر من بر مردمش عشقی گل افشان می دهد

شهر من بیرجند من پاینده باشی هر زمان

نام پر آوازه ی تو در تمام دهر جولان می دهد

(محمود مسعودی))
[ ۱۳٩۱/٧/۱٧ ] [ ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]
[ ۱۳٩۱/٧/٤ ] [ ٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

سینه مالامال بیرجند است و بیرجند بال ما 

قیل ما از قال بیرجند است و بیرجند قال ما  

سر مرا در پای بیرجند است و بیرجند پای ما

دل مرا همپای بیرجند است و بیرجند جای ما 

 عید ما فردای بیرجند است و بیرجند عید ما 

بند ما دریای بیرجند است  و بیرجند صید ما 

 فکر ما در باغ بیرجند است و بیرجند فکر ما

ذکر ما در کار بیرجند است و بیرجند ذکر ما 

 سوز ما در ساز بیرجند است بیرجند سوز ما 

شور ما از آب بیرجند است و بیرجند شور ما 

 جام ما در کام بیرجند است و بیرجند جام ما 

کام ما از نام بیرجند است  و بیرجند نام ما 

سیر ما در خاک بیرجند است و بیرجند سیر ما 

شعر ما سودای بیرجند است و بیرجند شعر ما 

 صوت ما آواز بیرجند است و بیرجند ساز ما 

راز ما همراز بیرجند است و  بیرجند ناز ما

 جان ما جانان بیرجند است و بیرجند جان ما

عشق ما از آن بیرجند است و بیرجند آن ما

تار ما در پود بیرجند است  و  بیرجند تار ما 

سر مرا  بر دار بیرجند است و بیرجند دار ما 

 گام ما همگام بیرجند است و بیرجند گام ما 

دام ما صیاد بیرجند است و  بیرجند دام ما 

ساده سر در پای بیرجند است و بیرجند آن ما 

جان ما خواهان بیرجند است  و بیرجند جان ما 


 شعر از نویسنده وبلاگ است

[ ۱۳٩۱/٦/۱٩ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

حدود ۲۰ سال بعد از جنگی که به ناحق بر ما تحمیل شد به دلیل شرایط کاریم در مناطقی که روزگاری جنگ بود مشغول کار شدم .کارمان به گونه ای بود که باید در مسیرهایی کاری می کردیم که روزگاری جنگ در جریان بوده و گاهی هنوز میادین مین آن برقرار است و پایدار . هر روز گروهی متبحر و آموزش دیده مشغول پاکسازی مسیرها بودند  و گروهی باز هم متبحر و کاربلد کار آنها را نظارت می کردند و تازه شرکت خودمان هم با کلی دبدبه و کبکبه بر ایمنی نظارت می کرد. بعد از طی تمام این مراحل مسیر به عرض چند متر در اختیار ما قرار داده می شد تا در آن مسیر کار کنیم . هر روز که می خواستم در این مسیرها حرکت کنم کلی تذکر و توصیه بود که مواظب باش اینجوری نکن پاتو اونجا نذار اگه اینو دیدی اینجوری کن و کلی توصیه های دیگر  (لازمه بگم من برای کار در این مناطق امتیاز ویژه ای را دریافت می کردم) همینکه پایم را در این مسیرها می گذاشتم  نگران بودم که مبادا بلایی سرم بیاید و آنجا بود که فهمیدم آنان که به هیچ ادعایی بدون گروه پاکسازی و نظارت در تاریکی شب ها به استقبال جنگ و حفظ وطن می رفتند کی بودند و چه کردند تا آرامش مان  خاک مان  ناموس مان و حیثیت مان  حفظ گردد.

اینهارا  نوشتم تا بگویم وقتی در کنار این سنگ های سیاه  مستطیلی که بر روی آن به رنگ خون نوشته شهید قرار می گیریم به یاد داشته باشیم با چه کسانی و چه دنیای روبرو هستیم .

ورودی مزار شهدا

 


برای مطالعه بقیه مطلب همین جا را کلیک کنید
[ ۱۳٩۱/٦/۱٧ ] [ ۱:٤۱ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

الا ای بیرجند ای شهر خوبم  تو را با آب شورت  دوست  دارم

تورا با گرد و خاک صبح و شامت چوکوه پرغرورت  دوست  دارم

تو بر من عاشق و من عاشق تو  تو را با عشق و جورت دوست دارم

تو باشی چون بهشتی عرضه بر من  بهشت جمع و  جورت  دوست  دارم

تو را  با  کاج های  سربلندت تو را با با شمع و نورت دوست دارم

خیابان های  سر بالا  و  پایین  سبد باف  صبورت  دوست  دارم

مرا گر عالمی دیگر نمایند هنوزم شعر و شورت دوست دارم

اگر بند دره آبی ندارد  ولی بند وجودت دوست دارم

اگر چه شعر تو مغشوش کردم  همی گویم ز دورت دوست دارم

نمی ترسم زموسی یا ز عیسی  که من چون کوه طورت دوست دارم


بیت اول مربوط به شعر مشهور آقای بهنیا است که من دلنوشته خودم را بر وزن آن آورده ام از شاعر محترم عذر خواهی می کنم

[ ۱۳٩۱/٦/٧ ] [ ٧:٤٢ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

میدان امام حسین (ع) یا همان میدان قلعه که در مجاورت قلعه بیرجند قرار دارد . عکس از فراز قلعه بیرجند گرفته شده است و علاوه بر میدان بخشی از بافت قدیمی شهر نیز در عکس قابل مشاهده است.

 

[ ۱۳٩۱/٤/۱٠ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]
[ ۱۳٩۱/۳/٢٦ ] [ ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

میدان ولیعصر بیرجند (درحال حاضر)

میدان ولی عصر بیرجند (با نماد قدیم که آرم دانشگاه آزاد بود)

[ ۱۳٩۱/۳/٥ ] [ ٧:۳۱ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

صفای بیرجند  آبشار چارده             قرار عاشقان آبشار چارده

اگر دلتنگ کوهی گام بردار              غبار از دل بشو آبشار چارده

همینکه صبحگاهان از خواب  خوش برخیزی و اندیشه کوه کنی تنها در عرض چند دقیقه می توانی خیابان غفاری را ادامه بدهی و بعد از گذر از دانشگاه آزاد و بیدخت خودت را به دره چهارده (chahardeh) برسانی . چهارده پایین را که رد کنی  در چهارده بالا دیگر وسیله نقلیه یاریش را از تو دریغ می کند و همان بهتر که دریغ کند که طبیعت تو را فرا می خواند .

اینجا دره چهارده است و تنها بعد از دقایقی راه پیمایی آبشار چهارده:


برای مطالعه بقیه مطلب همین جا را کلیک کنید
[ ۱۳٩۱/٢/٢٤ ] [ ٦:۳٩ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

بیرجند شهری بر حاشیه کویری است و همیشه گردباد هایی دارد ولی خیلی خوش شانسی است که همزمان بر فراز قله ای باشی و گردباد را از بالا ببینی . امروز من این شانس را داشتم .

[ ۱۳٩۱/۱/٢۳ ] [ ٦:٥٥ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

امروز صبح زود علی رغم اینکه روز گذشته به قلعه رستم رفته بودم و حسابی خسته بودم حسی ناشناخته مرا از بستر بیرون کشید و راهی کوهستان کرد ناخودآگاه فرمان به سمت بند دره چرخید . از بند گذشتم و تا دره میرک که انتهای مسیر ماشین رو است رفتم . اصلا برنامه ای برای رفتن نداشتم ولی همینکه وارد دره شدم نتوانستم برگردم شرشر آب ، گل های بهاری ،آواز بلبلان و اشعه صبحگاهی فضایی دل انگیز را در پیش چشمان هر چشم بینایی می گستراند .

کوه را باید دید کوه را باید رفت کوه را باید فهمید. دره را باید لمس کرد چشمه را باید جوشید آب را باید نیوشید .


برای مطالعه بقیه مطلب همین جا را کلیک کنید
[ ۱۳٩۱/۱/۱۸ ] [ ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 

[ ۱۳٩۱/۱/٤ ] [ ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

میدان موزه بیرجند  مدتی قبل با تغییر نماد نصب شده به میدان مادر تغییر نام داد . اگر چه مقام مادر بسیار بالا ست ولی ای کاش در کنار موزه اصلی شهر نام میدان موزه بر این میدان می ماند و میدان مادر بر میدانی جدید نهاده می شد. ای کاش موزه مادر نمی شد.

میدان موزه(قبل از تغییر نام و نماد)

 میدان مادر  بیرجند

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢۳ ] [ ٩:٥٥ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

برای مطالعه این مطلب ابتدا کلیات مربوط به یخدان های بیرجند را مطالعه فرمایید.

یخدان بهلگرد بخشی از مجموعه باغ و عمارت بهلگرد است که در جنوب این باغ و در فاصله حدود 15 کیلومتری شرق بیرجند در حاشیه جاده بیرجند زاهدان قرار دارد . این یخدان تقریبا از دو یخدان دیگر اطراف بیرجند سالمتر است ومی توان به راحتی مخزن و دیواره را مشاهده نمود حتی آثاری از اتاقک کارگران هم قابل مشاهده است . دیواره یخدان حدود 45 متر طول دارد و دارای انحنایی به سمت شمال است. بخشی که یخ در داخل آن قرار می گرفته است از سنگ ساخته شده  و حدود حدود 4 متر قطر و تقریبا همین اندازه ارتفاع دارد وبرای نفوذ نکردن آب با ماده ای مشابه سیمان که احتمالا ساروج است پوشیده شده است. ساختمان کلی مخزن به حالت مخروطی است و بوسیله خشت وگل ساخته شده است . دهانه مخزن به سمت غرب و محلی است که به راحتی کارگران بتوانند یخ را به آن منتقل کنند  این مخروط خشتی با توجه به شکل آن در برابر بارانهای سیل آسا وبسیار آسیب پذیر است و چون در حال حاضر  هیچ محافظتی از آن صورت نمی گیرد بیش از 50 درصد تخریب شده است و اگر با همین شرایط پیش برود تاچند سال دیگر اثری از گنبد باقی نخواهد ماند. 

بقیه عکس ها در ادامه مطلب

   در مورد یخدان های بیرجند 

 آدرس یخدان بهلگرد بر روی نقشه

 


برای مطالعه بقیه مطلب همین جا را کلیک کنید
[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٠ ] [ ٧:٠۸ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

  تصور کنید در وسط گرمای تابستان بیرجند یخچال شما از فعالیت بازماند و دسترسی به آب سرد نداشته باشید چه بر شما می گذرد. بعضی ها کوزه ای را پر آب می کنند و از آب آن استفاده می کنند تا حداقل بر عطش و نیاز به آب سرد غلبه کنند. خوب حالا فکر کنید تعدادی زیادی مهمان داشته باشید و نیاز به یخ و آب سرد پیدا کنید . خوب حتما می گویید به کارخانه یخ مراجعه می کنم و یخ می خرم . حالا تصور کنید زمانی که نه یخچال های امروزی بود و نه کارخانه های یخ امروزی چه می کردند. در  این قسمت می خواهم بگویم که چگونه نسل های قبل ما نیاز منشا اختراع است را معنی کردند و بنایی ساختند که نیاز شان را به یخ برآورده کنند.

سال ها  پیش نسل ها قبلی برای حل مشکل نبود یخ در بیرجند فکری اندیشیدند تا از سرمای زمستان و آب روان قنات ها که در زمستان کمتر استفاده می شد و به هدر می رفت توشه ای برای تابستانشان فراهم آورند.

بدین منظور بنایی ساختند به نام یخدان یا یخچال که در آن یخ را تهیه و به روش خاصی ذخیره می کردند. بدین صورت که دیواره ای بلند در جهت شرقی و غربی به گونه ای ساختند که طرف شمال این دیواره تقریبا در تمام روز سایه بود و محیط سردتری را نسبت به اطراف ارائه می کرد. به منظور اینکه طول زمانی که آب در سایه قرار می گیرد بیشتر گردد به این دیواره انحنایی می دهند و معمولا به حالت مستقیم نمی باشد . در روزها و  بویژه شب های سرد زمستان آب قنات ها را از منشا قنات به سمت شمالی این دیواره هدایت میکردند و با جمع شدن آب و افزایش برودت هوا به تدریج آب شروع به یخ زدن می کرد و یخ تشکیل می شد. وقتی افراد خاصی که تجربه کافی را از قدیم اندوخته بودند تشخیص می دادند که یخ به مقدار کافی سخت شده و ضخامت آن کافی می باشد کارگران آن یخ ها را به داخل مخزنی در عمق چند متری زمین می ریختند تا بیشتر یخ ببندد و باقی بماند. بعد از هر بار ریختن یخ برای اینکه بعدا امکان جداکردن لایه های یخ به راحتی میسر باشد بر روی یخ ها کاه می ریختند  سطح جداکننده یخ ها باشد و باعث سهولت در جدایی لایه های یخ گردد. بعد از پایان فصل یخ گیری در مخزن بسته می شد تا تابستان که به یخ نیاز می گردید . در آن زمان شخص خاصی که مسئول این کار بود یخ لازم را برداشته و به نزد حاکم می برد و مجددا در بسته می شد.

 یخدان ها شامل چند قسمت بودند 1- دیواره اصلی که دیواره ای ضخیم با طول حدود 45 تا 130 متر و ارتفاعی بین 4 تا 6 متر  در جهت تقریبی شرقی غربی بوده است 2- مخزن ذخیره یخ که بصورت مخروطی است که در داخل آن مخزن ذخیره وجود دارد. مخزن دارای قطری حدود 4 تا 5 متر و ارتفاعی در همین حدود است . ولی از کف مخزن تا انتهای مخروط بیش از 10 متر می باشد. 3- محل استراحت و توقف کارگرها در سمت جنوب دیواره یخدان - 4- محل تجمیع آب و یخ زدن آن در سمت شمال دیواره اصلی 5- دالان های ارتباطی بین قسمت جنوبی و قسمت شمالی (اتاقک های کارگران )

یخدان هایی که در حال حاضر در بیرجند و اطراف قابل مشاهده است سه یخدان می باشد که در داخل شهر بیرجند یخدان رحیم آباد ، دیگری در شوکت آباد در فاصله حدود 5 کیلومتری بیرجند و سومی در جنوب روستای بهلگرد در فاصله 15 کیلومتری است قرار دارد .

هر سه این یخدان ها برای خاندان علم و در کنار عمارت های آنها ساخته شده است و در واقع جزو بنا ها و به عبارتی تاسیسات این باغ عمارت ها بوده اند بطوریکه یخدان بهلگرد مربوط به باغ و عمارت بهلگرد و در فاصله 150 متری شمال آن قرار دارد ، یخدان شوکت آباد در فاصله 250 متری غرب باغ و عمارت شوکت آباد و یخدان رحیم آباد در فاصله 350 متری جنوب آن قرار دارد.

انشالله قبل از آنکه اثری از این بناها باقی نماند مسئولی یا دلسوزی دلش بسوزد و برای جلوگیری ازتخریب این بنا ها گامی بردارد

 عکس ها و مطلب مربوط به هر کدام را در ست های جداگانه خواهم آورد.

یخدان شوکت آباد

یخدان بهلگرد

[ ۱۳٩٠/۱٢/۱۱ ] [ ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

یخدان شوکت آباد در شرق بیرجند در فاصله حدود 5 کیلومتری است . گنبد قسمت مخزن این یخدان با حرکت آب باران کاملا به حالت شیار دار در آمده است و جدای از اینکه نشان از در حال تخریب بودن این یخدان دارد .منظره جالبی را ایجاد کرده است . امیدوارم هر چه زودتر شاهد بازسازی و نگهداری آن باشیم.

مطلب مربوط به یخدان های بیرجند را اینجا مطالعه فرمایید

 

[ ۱۳٩۱/٢/۱۱ ] [ ٧:٤۸ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 

از بیرجند که به سمت شرق جاده  زاهدان را ۱۵ کیلومتر طی کنی در سمت راست جاده اصلی به جاده ای فرعی می رسی که تابلوی بهدان و بهلگرد را دارد و بنام جاده بهدان مشهور است . از همان داخل جاده اصلی می توانی باغی با درختان برافراشته کاج را مشاهده کنی و این همان باغ و عمارت بهلگرد است. حدود ۱ کیلومتر را در جاده آسفالته بهدان طی کنی سمت چپ به سمت باغ گردش می کنی به باغ و عمارت بهلگرد می رسی که روزگاری برای خودش ابهتی داشته است و کلی خدم و هشم در آن مستقر بوده اند. این مجموعه یکی از باغ ها و عمارت های خاندان علم بوده است که بعنوان تفرجگاه تابستانی از آن استفاده می کرده اند.

 بسی گردید و گردد روزگاران                      بسی آیند و چرخند شهریاران

 ولی باغ و عمارت عاریت است                 کسی هرگز نمی ماند به دوران

عکس فوق عکس نقشه عمارت است که از گوگل ارث برداشت شده است.در عکس ماهواره ای این عمارت می توان مشاهده کرد که با توجه به شیب دامنه و برای اینکه باغ عمود بر شیب دامنه باشد باغ با زاویه ای حدود ۳۰ درجه به سمت شمال طراحی شده است . مجموعه باغ شامل بخش های مختلفی از عمارت اصلی عمارت قدیمی تر ، دو استخر یا حوض آب که در جلوی دو عمارت قرار دارد. باغ بیرونی باغ اندرونی ، محل سکونت خدمه ،  مطبخ ، اصطبل  حمام ، یخدان وغیره بوده است. آب مجموعه از قنات مخصوصی که ویژه باغ بوده است تامین می شده است اگر چه هنوز درختان کاج سر به آسمان کشیده و از پس سالها برقرار هستند  اغلب درختان میوه آثاری از آنها دیده نمی شود جز تعدادی درختان پسته و انار که جان سخت تر بوده اند و هنوز پایدار هستند.

این عمارت عمارت اصلی مجموعه است که حدود ۹۰ سال پیش ساخته شده است و هنوز پابرجا و استوار قدرت نمایی می کند و هر بیننده ای را به خود جذب می کند.

 ورودی اصلی باغ که درب شمالی بوده است نمایی ساده دارد یا حداقل الان ساده است . بعد از ورود به باغ همچون اغلب باغ های  خراسان جنوبی دو ردیف درخت کاج سر به آسمان کشیده وجود دارد که در دوسوی راه اصلی ورود به مجموعه کشیده شده اند و می توان تصور کرد زمانی آب در پای این درختان با چه صدایی آرامش بخشی در جریان بوده است . مسیرهایی عمود بر مسیر اصلی با درختان کاج همچون مسیر اصلی وجود داشته است که به هر دلیلی اغلب درختان آن بریده شده است و الان فقط آثار آنها را می توان مشاهده کرد. در انتهای این راهروی سرپوشیده از درختان کاج عمارتی  وجود دارد که حوض آبی در جلوی آن تعبیه شده است و منظره زیبایی را تداعی می کند. این حوض آب که در  جلوی عمارت قرار دارد و عمارت با چند پله بر آن مسلط است در زمان حضور ما در حال بازسازی بود .جای این عکس را خالی می گذارم و عکس از این نما و حوض آن را به بعد از بازسازی بنا موکول می کنم .

برای رسیدن به عمارت اصلی باید از داخل راهروی بنای اولی عبور کنی .بعد از عبور از این عمارت به محوطه وسیعی می رسی که به نظر می رسد محوطه ای خصوصی تر یا به عبارتی اندرونی بوده است . عکس فوق این محوطه و نمای پشتی عمارت اولی را نشان می دهد که در واقع در جلوی عمارت اصلی قرار دارد.

بطور کلی مجموعه شامل دو باغ بوده است که باغ اولی یا باغ بیرونی در ورودی باغ قرار دارد و بخش اصلی باغ است در این قسمت انواع درختان میوه پرورش داده می شده اند . بخش دوم باغ که در عکس فوق قابل مشاهده است بخش  کوچکتر ولی خصوصی است که هر کسی را به آن راه نبوده  و به عبارتی اندرونی بوده است.  باغ اندرونی بین دو عمارت قرار دارد و نمای جلوی عمارت اصلی است که در زمان نشستن در طبقه بالای عمارت چشم انداز بیننده بوده است.

از آنجا که مطلب به خاطر عکس ها سنگین می شد ادامه عکس ها  ومطلب را در قسمت بعدی خواهم گذاشت.

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٩ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

ساقی روستایی از دهستان القورات  از توابع بخش مرکزی  بیرجند است . این روستا در شمال شهر بیرجند و با فاصله نزدیکی از جاده بیرجند قاین قرار دارد. جمعیت روستا طبق سرشماری سال ۱۳۸۵   ۳۱۰ نفر بوده است

امام زاده ای بنام  سید تاج الدین علی در این روستا مدفون می باشد (عکس هایش را بعدا خواهم گذاشت)

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۸ ] [ ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

در صورت باز نشدن نقشه بالا بر روی تیتر مطلب کلیک کرده و آنرا بصورت یک پست جداگانه باز کنید.

 

نقشه بیرجند را با حجم ۱.۸2 Mb  از اینجا دانلود کنید.

دانلود نقشه بیرجند خراسان جنوبی

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٥ ] [ ٩:۳٩ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

این ساختمان در واقع اداره پست و تلگراف قدیم بیرجند در قبل از انقلاب است که به زیبایی بازسازی شده است و اکنون یکی از پایگاه های میراث فرهنگی می باشد.

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢٥ ] [ ٧:٢٥ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

[ ۱۳٩٠/۱۱/٢۳ ] [ ۸:٢٥ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 

 

 

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 

 نماد مقاومت میدان قدس بیرجند

نماد مقاومت میدان قدس بیرجند

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٧ ] [ ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 شهرستان بیرجند به دلیل برخورداری از دو نوع آب و هوای کویری خشک و کوهستانی، گونه های متنوعی از جانوران، اعم از پرندگان، پستانداران، خزندگان را در خود جای داده است.
موزه علوم و تاریخ بیرجند که سابقا در باغ و عمارت شوکت آباد دایر بود در هفته میراث فرهنگی سال ۱۳۸۷ به مجموعه باغ اکبریه انتقال یافت و با عنوان »موزه حیات وحش« افتتاح شد.

در این موزه گونه هایی از حیات وحش اعم از بومی و غیربومی در قالب چند مجموعه ارائه شده و همچنین نمونه های شاخص و نادری از پوشش جانواری منطقه جنوب خراسان، به ویژه بیرجند نیز به نمایش درآمده است.

این مجموعه تقریبا دارای ۱۰۰ جنس مختلف پرنده و حدود ۴۰ پستاندار و خزنده به صورت تاکسیدرمی می باشد که با هدف آشنایی پژوهشگران و محققان با گونه های جانوری منطقه در دو بخش اصلی ایجاد شده است.
بخش پرندگان شامل پرندگانی از گونه های مرغابی، حواصیل، پلیکان، قرقاول، جغد، عقاب و لاشخور و نمونه هایی از باکدان، لک لک، هوبره، زاغی می باشد.
بخش پستانداران نیز مشتمل بر حیواناتی چون گربه پالاس و جنگلی، روباه، خرگوش، قوچ، کل (پازن) و نمونه های متعدد دیگری از گونه های جانوری می باشد.
همچنین گونه ای از خزندگان نیز در کنار دیگر گونه ها به نمایش درآمده است.

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٢ ] [ ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

بند دره بیرجند در یک روز برفی

[ ۱۳٩٠/۱۱/٤ ] [ ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

[ ۱۳٩٠/۱٠/۱۸ ] [ ٤:٥٢ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 

[ ۱۳٩٠/۱٠/٧ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 تالار آئینه زیبا ترین قسمت عمارت اکبریه است که هر بازدید کننده ای را مدتی متفکر و مبهوت می کند.

 

[ ۱۳٩٠/٩/٢٧ ] [ ٤:٢٧ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 بند دره در پاییز زیبایی خاص خودش را دارد این عکس ها را گذاشتم تا برای آنان که فقط بهار و تابستان به این دره سر می زنند تشویقی باشد تا از پاییز این دره غافل نشوند.

 

 


برای مطالعه بقیه مطلب همین جا را کلیک کنید
[ ۱۳٩٠/٩/٧ ] [ ٦:٤٢ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]
[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٠ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]
[ ۱۳٩٠/۱٠/۱٠ ] [ ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]
[ ۱۳٩٠/٩/۱٠ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

  کم کم داره زمستان از راه میرسه به امید اینکه امسال زمستان پر برف و بارانی داشته باشیم چند تا عکس برفی از بیرجند می گذارم.

 

[ ۱۳٩٠/٩/۱ ] [ ٤:٥٢ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

[ ۱۳٩٠/۸/٥ ] [ ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

[ ۱۳٩٠/٧/۱۱ ] [ ۱:٠٠ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

روستای دزگ بیرجند

 

روستای دزگ بیرجند خراسان جنوبی

هر جا که منطقه کوهستانی باشد معمولا روستا ها حالت پلکانی به خود می گیرند . در منطقه خراسان جنوبی یکی از این روستا ها روستای دزگ است . این روستا در جنوب شهر بیرجند در داخل یکی از دره های کوه باقران قرار دارد و از چشم انداز بسیار زیبایی برخوردار است.

[ ۱۳٩٠/٦/٢۸ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 

 

 

[ ۱۳٩٠/٦/٢٢ ] [ ۱:٠۳ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 

پارک دکتر گنجی بیرجند

 پارک دکتر گنجی در انتهای خیابان توحید بعد از چهارراه توحید بین خیابان توحید و میدان استقلال قرار دارد . پارکی نقلی با درختان سرو که منظره ای زیبا ایجاد کرده اند .در ورودی غربی پارکی تندیسی از آقای دکتر گنجی نصب شده است.

 

 

 

این پارک علیرغم کوچکی بخاطر وجود درختان سرو در دو سوی راهرو های سنگ فرش شده و نیز جوی آبی که از وسط راهرو ها کشیده شده است می تواند آرامش را به بازدید کنند گان هدیه کند.  وجود چند آبنما و صدای شرشر آب بر زیبایی آن افزوده است. وجود یک آبنما مثلثی شکل که آب در داخل آن در گردش است از مناظر جالب توجه پارک است. این پارک به افتخار آقای دکتر گنجی استاد مسلم جغرافیا و هواشناسی بنام ایشان نامیده شده است. در ابتدای تاسیس این پارک در میدان استقلال که مقابل درب غربی پارک قرار دارد تندیس از کره جغرافیا به افتخار دکتر گنجی نصب شده بود. البته این تندیس در سال های گذشته فرسوده شد و در حال حاضر شهرداری در حال بازسازی این میدان است

[ ۱۳٩٠/٦/۱٤ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

شهرستان بیرجند

 

اطلاعات در حال تکمیل است می توانید آدرس وبلاگ روستای خود را برای ما بفرستید تا اضافه شود یا اطلاعات کوتاهی برای معرفی روستا بفرستید  تا جلوی نام روستا اضافه شود.

 

روستا معرفی روستا برگرفته از وبلاگ روستا
فلارگ

فلارگ روستایی در 30 کیلومتری شهر بیرجند واقع شده که در نوع خود بی نظیر است و دارای پتانسیل های زیادی است این وبلاگ قصد دارد که شما را با جاذبه های گردشگری و نیز آثار تاریخی و دیگر مطالب جالب راجع به این روستا آشنا کند

ماسن  در شمال شهرستان بیرجند در فاصله ۳۳ کیلومتری این شهرستان واقع شده موقیعت جغرافیائی آن از نظرآب وهوایی واقلیمی کوهستانی می باشد که از چهار جهت شمال وجنوب وشرق وغرب کوهای بلند این روستارا احاطه کرده است
چاج  
خراشاد

کلمه خراشاد، گویش قدیمی کلمه خورشید است و معنای آن خود خورشید است و نه محل طلوع خورشید … بنابراین خورشید از خراشاد گرفته شده …و نه خراشاد از خورشید .. !اینجا وب سایت یا وبلاگی است منطقه ای، خبری و عمومی که بر پایه نام منطقه ای , ایجاد گردیده ….و توسط گروهی از نویسندگانی با اصالتی از منطقه خُراشاد اداره می شود… موضوعات آن عمومی است ولیکن بیشتر بر پایه طنز …

شهرستانک

شهرستانک روستایی بزرگ

بیدسک  
بن خونیک این وبلاگ در جهت معرفی -نماهای مختلف روستا -عکسهایی از فصول چهار گانه -مراسم شادی و عزا - رسوم- کشاورزی - دامداری و ...روستای بن خونیک در فاصله 100 کیلومتری شمال شرق بیرجندایجاد شده است.
آرک

 این وبلاگ هر چند در قالبی ابتدایی و با هدف آشنایی بیشتر حوانندگان عزیز با روستای آرک از توابع بخش خوسف شهرستان بیرجند راه اندازی گردید . امید است که بتوانیم در  نیل به این هدف البته با مساعدت تمامی دوستان و عنایت حق تعالی موفق باشیم .

غیوگ  
خور

در فاصله 85 کیلومتری شمال غربی شهر بیرجند ،مرکز استان خراسان جنوبی در کرانه شمالی دشت لوت ،روستایی با خانه های کویری خودنمایی می کند به نام خور.در سبب نامگذاری آن بحث فراوان است،برخی گویند بدین سبب نام این روستا را خور نهاده اند که بر کرانه کویر است و نامی است که بر شهرها و آبادیهای حاشیه دریا و کویر می نهند

تخته جان می گویند در گذشته چون رود ازمیان روستا نمی گذشته و تمام روستا یک تخته زمین همواربوده به تخته جان معروف شده است .
بصیران

تمام تلاشم ادای دینی است که استان خراسان جنوبی،شهرستان بیرجندو روستای بصیران بر من دارند

ماهوسک

ماهوسک

این روستا از توابع بخش مرکزی شهرستان بیرجند ودر دهستان القورات در 50 کیلومتری شمال شرق بیرجند واقع شده است
بین آباد

بین آباد رادر لغت به دومعنی می توان گفت یکی یعنی میان سایر آبادیها و آن دیگری یعنی ببین اینجا آباد است . اما بین آباد نام روستایی است در استان خراسان جنوبی و شهرستان بیرجند و در شمال بخش خوسف

مهموئی  

رویخت

روبخت

رویخت یا همان روبخت روستایی است در دهستان القورات از توابع بخش مرکزی شهرستان بیرجند , واقع در استان خراسان جنوبی این روستا در همجواری روستای خنگ در فاصله ۴۵ کیلومتری شهرستان بیرجند قرار گرفته است که اکنون حدود ۱۷۰ نفر جمعیت دارد

رهنیچ روستای رهنیچ ، روستایی است کوچک از توابع بخش مرکزی شهرستان بیرجند، دارای جمعیتی کم ولی با صفا
گیو

روستای گیو ، روستایی است در دهستان جلگه ماژان از توابع بخش خوسف شهرستان بیرجند, واقع در استان خراسان جنوبی که بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت آن بالغ بر ۳۱۹ نفر بوده است

فندخت  
فریزمرغ

روستای فَریزمَرغ در 52 کیلومتری جنوب بیرجند و در ۶ کیلومتری شمال مزارکاهی واقع شده است . بطوری که مرقد مطهر زینب خاتون (خواهر امام رضا) که در بالای کوه واقع شده اشراف کامل به روستای فریزمرغ داشته و در دید کامل اهالی می‌باشد. اسم واقعی این وستا فَریزمَرغ می باشد

هادرباد  
مولید خراسان جنوبی - شهرستان بیرجند - بخش مرکزی - دهستان القورات - روستای مولید
استانست

استانست که احتمالاْ اول هست و نیست تلفظ می کردند و به معنی اینکه اگر بارندگی شود و در آن سال همه چیز هست واگر خشک سالی باشد نیست و به مرور زمان به کلمه استانست تبدیل گشته است . این روستا از توابع شهرستان سربیشه(در مسافت ۴۸ کیلومتری این شهرستان قرار دارد)ودر فاصله ۵۰ کیلومتری بیرجند مرکز استان خراسان جنوبی میباشد

نوک روستای نوک روستایی زیبا از روستاهای بخش مود / شهرستان سربیشه می باشد
مزار کاهی

در فاصله 50 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان بیرجند در بخش مود شهرستان سربیشه واقع شده است .این آستانه در ارتفاعات روستای کاهین قرار دارد منطقه ای ییلاقی زمستان سرد و تابستان بسیار مطبوع و خوش آب و هوایی دارد و از فضای سبز بسیار زیبا و آبی شیرین و گوارا برخوردار است که این امر موجب جذب زائران و مسافران بسیاری از نقاط مختلف کشور به این منطقه شده است .

خشک

 دهی است از دهستان شاخن بخش درمیان شهرستان بیرجند واقع در 113 هزارگزی شمال باختری در میان . این ده در کوهستان قرار دارد با آب و هوای معتدل . آب آن از قنات و محصول آن غلات و زعفران و شغل اهالی زراعت و مالداری و راه مالرو است . در این ده دبستان وجود دارد

 سیوجان  
   
 بجد شریف  چنانکه مشهوراست و در نقلهای سینه به سینه آمده‌است بْرزو یکی از نوادگان انوشیروان، قرنها قبل از ظهور و بروز اسلام، کاریز(قنات) بجد را جاری ساخت و بنای این دیار کهن را که در آغاز به نام خود او بْرزو نامیده می شد؛ پی نهاد. در طول قرون و اعصار متمادی و سالیان درازی که بر این دیار تاریخی گذشت؛ همزمان با تحوّل و تطوّر زبان و فرهنگ مردم این سرزمین نام آن نیز، دچار تطوّر شده و نهایتاً به شکل امروزی خود (بجد) درآمد.بجد در فاصله حدود 10 کیلومتری بیرجند در مسیر جاده بیرجند زاهدان قرار دارد
   منتظر آدرس وبلاگ روستای شما هستیم
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   

 

[ ۱۳٩٠/٦/٩ ] [ ٩:٥٢ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

روستای رزگ ماسوله بیرجند

روستای رزگ در ۱۲ کیلومتری جنوب بیرجند قرار دارد . از مسیر جاده دشت علی آباد که طی مسیر کنی و به سمت کوه بپیچی بعد از گذر از روستای علی آباد در داخل کوهستان به روستایی پلکانی می رسی که نامش روستای رزگ است.

رزگ ماسوله خراسان جنوبی

این روستا حالتی کاملا پلکانی دارد . بخش اعظم روستا بافت قدیمیش را حفظ کرده است. کوچه های تنگ و باریک و خانه هایی که از سنگ ساخته شده اند از مشخصه های روستا است.

روستای رزگ ماسوله بیرجند

روستای پلکانی رزگ در جنوب بیرجند

شمعدانی رزگ بیرجند

این روستا را می توان ماسوله خراسان جنوبی نامید . علاوه بر اینکه روستا مانند ماسوله حالت پلکانی دارد و پشت بام بعضی خانه ها بعنوان حیاط خانه بالایی استفاده می شود ، در کنار یکی از پنجره ها مشابه ماسوله گلدان های شمعدانی چیده شده اند.

 

این روستا علاوه بر بافت قدیمی آن بخاطر یک امامزاده و نیز آب و هوای خوب یکی از تفریحگاه های  بیرجند می باشد.

 

در پست های بعدی عکس هایی از زیارتگاه ومحیط تفریحی رزگ خواهم گذاشت.

 

[ ۱۳٩٠/٦/۳ ] [ ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 

میدان تمنای باران بیرجند 

میدان سجاد بیرجند

میدان تمنای باران

 

[ ۱۳٩٠/٥/٢٦ ] [ ٩:۱٦ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

مسجد جامه چهار درخت بیرجند

مسجد جامه چهاردرخت بیرجند

مسجد جامه چهاردرخت بیرجند

 مسجد جامع چهار درخت، از مکان‌های مذهبی مهم و مورد توجه مردم بیرجند است و در سده 6 هـ.ق. بنا شده است.

  مسجد چهار درخت در محل میدان چهار درخت (قدیمی ترین میدان بیرجند) و در مجاورت مسجد عاشورا قرار دارد. این مسجد دارای دو درب ورودی است که یک درب از محل میدان به صحن مسجد راه دارد و ورودی دوم که در ضلع جنوب مسجد قرار گرفته مستقیما به شبستان ستون‌دار منتهی می شود. ورودی اول دارای تزیینات آجرکاری بوده و ساخت آن مربوط به اواخر دوره قاجار یا اوایل دوره پهلوی است ولی ورودی دوم که مستقیما به شبستان می رسد دارای طاق جناغی و تزیینات رسمی بندی است و به زمان ساخت خود مسجد بر می‌شود. ساخت این بنا مربوط به دوره صفویه است.

این بنا دارای دو محراب است. یکی از این محراب‌ها به دلیل احترام گذاشتن به قبله اول مسلمین در مسیر بیت‌المقدس قرار گرفته است.

[ ۱۳٩٠/٥/٢٢ ] [ ٤:٠٠ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

آبشار پارک صیاد شیرازی بیرجند

[ ۱۳٩٠/٥/٢٢ ] [ ٩:۱٠ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

الا ای بیرجند ؛ ای شهر خوبم   *               تو را با آب شورت ؛ دوست دارم

تو را با مردم عامی وفاضل      *               به تا ریکی و نورت ؛ دوست دارم

تو را با خشکی آب هوایت       *               کویر سوت و کورت ؛ دوست دارم

اگر چه نیستی نزدیکم ای شهر      *           ولی با راه دورت ؛ دوست دارم

تو را با کوچه های تنگ و تاریک       *       ولی با شر و شورت ؛ دوست دارم

تو را با سردی سخت زمستان       *   به دشت لخت و عورت ؛ دوست دارم

تو را با نا جو ؛ با کشک و گاورس    *         بنه با سیچ شورت ؛ دوست دارم

تو را با خشت خام و طاق ضربی   *          چو یک جام بلورت ؛ دوست دارم

منم موسی و تو وادی سینا         *        تو را چون کوه تورت ؛ دوست دارم

برای من تو مانند بهشتی             *       که با غلمان و حورت ؛ دوست دارم

از کتاب بیرجند نگین کویر محمد رضا بهنیا

[ ۱۳٩٠/٥/۱٤ ] [ ۳:٢٢ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

فواره میدان امام خمینی بیرجند

 

میدان امام بیرجند

فواره میدان امام بیرجند

فواره بیرجند

 

هر چند سالی شهرداری بیرجند تغییراتی اساسی را در  میدان امام خمینی  ایجاد می کند . ماه قبل بازسازی جدید آن رونمایی شد . این دفعه بر خلاف قبل آنرا به حالت پارک مانند درست کرده اند و با ایجاد استخر و فواره ها زیبا بر زیبایی آن افزوده اند . در این قسمت چند عکس از فواره ها در وبلاگ می گذارم  

[ ۱۳٩٠/٥/۱۳ ] [ ٥:۳۸ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

  

 فوکر 28 بیرجند تهران

یادش بخیر قبل از تشکیل استان خراسان جنوبی به مرکزیت بیرجند یک هواپیمای فوکر ۲۸ در مسیر بیرجند تهران کار می کرد . آن هم تنها ۲ روز در هفته پرواز داشت.  این هواپیما احساس می کردی در آسمان ولو است آنقدر تکان می داد که هفت جدتو یاد می کردی . 

فوکر ۲۸ تنها ۶۸ نفر ظرفیت داره و تنها ۲۴۸ تا ازش تو دنیا تولید شده که یکیش تو خط بیرجند تهران بود. فکر کنم الان شرکت آسمان این هواپیما ها رو بازنشست کرده باشه. این عکس رو او زمانا در فرودگاه بیرجند گرفتم . امروز برا خیلی ها خاطره شده

[ ۱۳٩٠/٥/۱۳ ] [ ۸:٥۸ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

ترمینال مسافربری بیرجند

[ ۱۳٩٠/٥/۱۱ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

اولین جشنواره ملی عکس بیرجند در قاب ایران

بیرجند از دیر باز پذیرای فرهیختگانی از سراسر کشورمان با انواع فرهنگ‌ها و قومیت‌ها بوده و این تقابل فرهنگ‌ها خالق صحنه‌ها و دیدنی‌های بسیاری بوده است. شهرداری بیرجند با هدف استخراج و تثبیت عناصر و ثبت استعداد‌ها شهربیرجند و کلیه شهر‌های ایران اسلامی در راستای اهداف فرهنگی و هنری خود اقدام به برگزاری اولین جشنواره عکس می‌نماید.

از این رو برای دستیابی به این اهداف جشنواره در یک بخش برگزار می‌شود.
سازمان رفاهی تفریحی شهرداری بیرجند برگزار می‌کند.

موضوع جشنــواره: چشم اندازهای شهری بیرجند (شامل معماری، بافت شهری، بازار‌ها، مکان‌های زیارتی و توریستی، زندگی مردم در فضای شهریو تمامی نمادهای شهر بیرجند)


مقررات:
۱- همهٔ عکاسان آماتور و حرفه‌ای از سراسر ایران حق شرکت در جشنواره را دارند.
۲- به جهت تقویت نگاه عکاســانه، یک اردوی عکاسی برای عکاسان استان خراسان جنوبی و یک اردو برای عکاسان شهرستان‌های خارج استان برگزار خواهد شد. این دو اردو دارای کارگاه‌های آموزشی تخصصی و اساتید راهنما است و هیچگونه هزینه‌ای بابت ثبت‌نام متوجه شرکت کنندگان استان یا شهرستان‌های خارج استان نخواهد بود. عکاسان منتخب شهرستانی برای اردو به مدت سه روز مهمان جشنواره خواهند بود. (اطلاعات مربوط به اردو‌ها در روزهای آینده در سایت عکاسی منتشر خواهد شد)
۳- عکس‌های ارسالی حتماً باید در محدوده شهر بیرجند ثبت شده باشند.
۴- هدف این جشنواره نگاه مستندگونه به شهر بیرجند است.
۵- رقابت میان تک عکس‌های رسیده برگزار می‌شود.
۶- هر عکاس می‌تواند حداکثر ۱۵ تک عکس به جشنواره ارسال کند.
۷- آثار می‌توانند رنگی، سیاه و سفید، دیجیتال با پردازشهای نرم افزاری باشند و محدودیتی از این بابت وجود ندارد.
۸- آثار بایــد فقط به صورت فایل Jpeg و اندازه ضلع بزرگ حداقل Pixel۳۵۰۰ (در عکس هــــای افقی Width=۳۵۰۰pixel و در عکس‌های عمودی Height=۳۵۰۰ pixel) بر روی CD یا DVD ارسال شوند. نیازی به ارسال پرینت یا نسخه چاپ شده نیست.
۹- نحوه نام گذاری فایل ‌ها: از چپ به راست: شماره عکس - نام و نام خانوادگی - به صورت تایپ انگلیسی.
۱۰- آثار منتخب داوران در کتاب نفیس جشنواره به چاپ خواهد رسید و به جهت اهداف آموزشی جشنواره، یک نسخه از این کتاب برای همه پذیرفته شدگان ارسال خواهد شد.
۱۱- CD‌ها و DVDهای ارسالی عودت داده نمی‌شوند و پس از پایان جشنواره معدوم می‌شوند.
۱۲- ارسال آثار به معنای پذیرش تمامی مقررات این جشنواره است.

جوایز:
نفر اول: تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۱۰۰۰۰۰۰۰ریال
نفردوم: تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ۸۰۰۰۰۰۰ ریال
نفرسوم: تندیس جشنواره، لوح تقدیر و مبلغ ۶۰۰۰۰۰۰ریال
تقدیر داوران: لوح تقدیر و مبلغ ۲۰۰۰۰۰۰ریال
استعداد بر‌تر استان: لوح تقدیر و مبلغ ۲۰۰۰۰۰۰ریال

هیئت داوران: افشین شاهرودی، مسعود زنده روح کرمانی، فرامرز عامل بردبار
مدرسین کارگاه‌های علمی: دکتر محمد علی بیدختی. مهدی رضوی

گاهشمار جشنواره:

فراخوان جشنواره: ۳ مرداد ۱۳۹۰
اردوهای عکاسی برای عکاسان خراسان جنوبی: نیمه دوم مرداد۱۳۹۰
اردوهای عکاسی برای عکاسان شهرستانی: نیمه اول شهریور ۱۳۹۰
آخرین مهلت ارسال آثار: ۲۰شهریور ماه ۱۳۹۰
داوری آثار: ۲۷شهریورماه ۱۳۹۰
اطلاع رسانی: ۱ مهرماه ۱۳۹۰
اختتامیه: مهرماه ۱۳۹۰

رئیس ستاد برگزاری جشنواره: محمدرضا قلاسی مود
دبیرجشنواره: رضا خالدی
مسئول اجرایی: کاظم ایمان طلب مدیر
کارگاه‌ها: محمدعلی بیدختی
اردو‌ها: ابوالفضل حسن‌پور
مسئولین دبیرخانه:محسن دهقان، ستاره دژم

آدرس دبیرخانه: خراسان جنوبی، بیرجند، انتهای میدان توحید، خیابان مفتح۳۴، پلاک ۹، سازمان رفاهی تفریحی شهرداری بیرجند

تلفن دبیرخانه: ۴۴۵۰۳۳۲ و ۴۴۲۲۰۱۳ و ۴۴۲۲۰۱۴ کد بیرجند ۰۵۶۱
[ ۱۳٩٠/٥/٥ ] [ ٤:۳٦ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

زورخانه امیر عرب بیرجند

سابقه زورخانه امیرعرب بیرجند به دور قاجار می‌رسد که در آن زمان یک زورخانه در محل لب بند و در فاصله دو بند معروف حاجی محمد جعفر و باورت کوبان در یک کوچه فرعی در بافت قدیمی شهر بیرجند واقع بوده است.

 موزه میراث پهلوانی بیرجند به عنوان اولین موزه میراث پهلوانی کشور نیز در این زورخانه بر پا است.

 این موزه در سال 1385 با همت قمری از پیشکسوتان ورزشی باستانی شهر بیرجند و همکاری سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور با هدف معرفی بیشتر این ورزش تأسیس شد.
 بنای تاریخی زورخانه امیر عرب از دیرباز محل ورزش پهلوانان نامدار بیرجند بوده است.

 در این موزه عکس‌های پهلوانان و پیشکسوتان صاحب نام، ابزار و آلات ورزشی هم چون میل و کباده، تخته شنا، ضرب و ابزارهای پهلوانی زینتی مانند شمشیر و سپر به نمایش گذاشته شده، گفت: همچنین فضای داخلی و نمای بیرونی زورخانه به به طور کامل سنتی بازسازی و مرمت شده است.

 این بنا دارای فضایی مستطیلی به ابعاد 10 در 6 متر و ورودی کوچکی در گوشه غربی جبهه شمالی است.: پوشش اصلی زور خانه طاق و تویزه است و در بالای پوشش چشمه‌ها، نورگیر تعبیه شده است.

مطلب فوق از مصاحبه آقای حمید حلاج مقدم معاون میراث فرهنگی خراسان جنوبی در سال ۸۹گرفته شده است.

[ ۱۳٩٠/٤/۳۱ ] [ ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 امامزاده سید محمد نقیب مزار کوه بیرجند

مزار سید محمد نقیب کوه باقران بیرجند

 

مزار یشد بیرجند

اگر از مسیر جاده سراب و بند عمرشاه راهی کوهستان باقران شوی بر فراز تپه ها به روستایی به نام یشد و بقعه ای بنام سید محمد نقیب می شوی که بنام مزار کوه معروف است . منطقه ای خوش آب و هوا که از آنجا می توانی بیرجند را ببینی . گفته می شود این امامزاده از اولاد امام موسی کاظم (ع) می باشد.

[ ۱۳٩٠/٤/۳۱ ] [ ٥:۳٠ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

 

طلوع خورشید در بیرجندطلوع خورشید در بیرجندطلوع خورشید در بیرجند در سه سکانس

[ ۱۳٩٠/٤/٢۸ ] [ ٦:٢٢ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

جشن تشکیل استان خراسان جنوبی

 

جشن تشکیل استان خراسان جنوبی

[ ۱۳٩٠/٤/٢٧ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

پارک توحید

 

 پارک توحید

درخت انار پارک توحید

آهو پارک توحید بیرجند

[ ۱۳٩٠/٤/٢٧ ] [ ٧:٤٦ ‎ب.ظ ] [ محمود مسعودی ]

از آنجا که این وبلاگ همزمان با نیمه شعبان افتتاح شد اولین عکس ها را از مسابقه کیک تولد امام زمان که در پارک آزادگان بیرجند برگزار شد می گذارم.

 

[ ۱۳٩٠/٤/٢٧ ] [ ٩:٥۱ ‎ق.ظ ] [ محمود مسعودی ]

.: Weblog Themes By Mah Music :.


درباره عکسخانه

عکاس نیستم دوربین عکاسی ساده ای دارم و علاقه ای به دیارم. در این وبلاگ سعی می کنم به عشق موطنم عکس و مطالبی را از خراسان جنوبی به نمایش بگذارم . موضوع عکس ها و نوشته هایم در همه زمینه ها و در محدوده خراسان جنوبی می باشد. خیلی خوشحال خواهم شد اگر نظرات دوستان را هم در مورد هر قسمت داشته باشم. خواهشمندم به احترام زحماتی که برای تهیه عکس و مطالب کشیده می شود آرم عکسخانه بیرجند را از روی عکس ها نبرید و در صورت استفاده از عکس ها در نوشته هایتان منبع را ذکر نمایید. ایمیل من mahmasoudi@gmail.com قُهِسْتان (کهستان) نام تمام سرزمینی است که در مرکز فلات ایران و در جنوب خراسان واقع شده و منطقه کوهستانی گسترده‌ایست که تمام استان خراسان جنوبی و بعلاوه بعضی شهرهای دیگر خراسان بزرگ را در برمی گرفته است. این سرزمین به دلیل کوهستانی بودنش به نام قهستان یعنی کهستان (کوهستان) خوانده شده‌است.تون (فردوس امروزی) و قائن، دو شهر بزرگ و مهم ایالت قهستان بوده‌اند و در سفرنامه مارکوپولو، این منطقه تحت عنوان «تونوکائن» نام برده شده‌است. هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار کس را وقوف نیست که انجام کار چیست پیوند عمر بسته به موییست، هوش دار غمخوار خویش باش! غم روزگار چیست
امکانات عکسخانه
RSS Feed

Google

در عكسخانه بيرجند
در كل اينترنت